و اما واکسن یکسالگی
شب سه شنبه برای تبریک روز پدر به خونه آقا جون و بعد بابا جون رفتیم. سه شنبه تعطیل بود و من و شما خونه باباجون موندیم. خدا همه پدر و مادر ها رو حفظ کنه. دست مامانی هم دردنکنه. از اونجائیکه تصمیم گرفتیم واکسن شما رو روز چهارشنبه بزنیم تا من بتونم روزهای بیشتری رو با شما باشم. مامانی زحمت کشیدن و با ما به خونمون اومدن. از همین جا به بهانه دستهای مهربونش رو می بوسم. همیشه خدا رو به خاطر داشتنشون هزاران مرتبه شکر میکنم. امیدوارم ما هم بتونیم پدر و مادر شایسته ای برای شما باشیم. فرشته کوچولوی من روز چهارشنبه به همراه بابایی رفتیم و واکسن یک سالگیت رو زدی. فکر نمیکردم بتونی به ...



